عملیات حساس و نفس گیر در خاک دشمن


مقدمه ای دیگر ..
شاید
باورش برای شما دوستان عزیز خیلی سخت باشد اگه بگم مدت ها بود دلم می
خواست در مورد یک سری پرواز های محرمانه زمان جنگ بنویسم . اما همیشه نگران
تبعات آن بودم . از آن می ترسیدم که خدای ناکرده محرمانه بودن آن ها
همچنان بر قرار باشد ... تا این که با یکی از دوستان آگاه در این زمینه
صحبت کردم و ایشون ضمن تحسین رعایت اصول ایمنی و اسرار نظامی ارتش ، یاد
آور شد اگر به تاکتیک ها و نقشه ها اشاره نکرده و تنها به دلاور مردی نیرو
های رزمی ایران بپردازم ،نه تنها مانعی ندارد ، بلکه سبب افتخار جوان های
عزیز کشور می شود . از این روی سعی می کنم در باره این گونه ماموریت های
حیاتی و محرمانه زمان جنگ بیشتر نوشته و به سراغ سایر دوستانی که در پرواز
های مشابه حضور داشته خواهم رفت و به نقل از آن ها به درج خاطرات آن ایام
می پردازم . فقط خواهش می کنم دوستان در کامنت هایی که می نویسند ، زیاد
دنبال سوالاتی که جنبه اسرار نظامی دارد ، نباشند تا بنده بیشتر از این
شرمنده نشوم ...
اعتراف به واقعیت .......
حالا
که سال ها از زمان جنگ گذشته و با مرور خاطرات آن ایام خوب بیاد می اورم
که جز چند مورد هرگز از مرگ نهراسیده و بلکه برعکس به شوق دفاع از این مرز و
بوم خیلی خونسرد داوطلبانه به پرواز های مناطق جنگی اعزام می شدم . اما
یکی از مواردی که واقعآ وحشت کرده و مرگ را جلوی چشمانم دیدم ، همین
ماموریتی است که قصد تعریف آن را دارم .. واقعآ فکر می کردم همه چیز تمام
شده است . ولی شجاعت و صبوری افسر فرمانده تیب " نوهد " و تکاوران تحت امر
او سبب شد به خود آمده و به سلامت از آن مهلکه نجات یابیم .. ای کاش نام ان
قهرمانان رو به خاطر می اوردم .. ای کاش مثل حالا امکانات عکاسی آسان وجود
داشت .. و باز ای کاش دفتر چه خاطراتم رو تکمیل کرده تا امروز با رجوع به
آن دقیق تر بنویسم .. اما هیچ فرقی ندارد ... همه آن ها فرزندان شجاع این
مرز و بوم بودند و وطن و مردم آن آزادی خود رو مدیون این قهرمانان است ...
پرواز های ویژه و کروی مخصوص
اگه
یادتون باشه در نقل خاطرات پیش از انقلاب اشاره به یک کروی ویژه کردم که
برای ماموریت های مخصوص و خطرناک آموزش دیده بودند . هیچ کس از پرواز های
آن ها سر در نمی آورد .. و آن ها به نزدیک ترین دوستان خود هم در باره
ماموریت های خود و آموزش هایی که می دیدند توضیح









